به گزارش پايگاه اطلاعرساني موسيقي ايران، در اين نشست عباس آزاد ، محمد جوادبشارتي، محمد هاشم احمدوند و متين رضوانيپور به عنوان سخنران حضور داشتند.
نخست متین رضوانیپور از پژوهشگران حوزه موسيقي، آیاتی از کلامالله مجید را در دستگاه همایون قرائت كرد و پس از آن عباس آزاد هنرمند، کارشناس و پژوهشگر موسیقی گفت: ماتصميم گرفتيم دو حوزه سبكهاي قديم و جديد را در 50 سال اخير بررسي كنيم؛ يعني از اوايل دهه 1340.
وي افزود : در اصطلاح اين جلسه ، كلمه «قديم» به نوعي از نوحه سرائي اطلاق مي شود كه تا 15 سال پيش رواج داشته و در آن به طور عمده از موسيقي سنتي ايران استفاده مي شود و مقصود از نوحه خواني به سبك جديد ، شيوه اي است كه طي 15 سال اخير همگام با ورود و رواج انواع موسيقي پاپ به عرصه موسيقي ايراني شكل گرفته و بر موسيقي مذهبي ايران تأثير گذاشته است.
آزاد در خصوص تاريخ شكل گيري مراسم نوحه خواني در ايران بيان كرد: از 3 سال بعد از واقعه كربلا جلسات وعظ و خطابه شروع شد و در ايران پس از رسميت يافتن مذهب شيعه در زمان آل بويه ، نوحه خواني رواج پيدا كرد تا به عصر ما رسيد.
وي پس از آن محورهاي بحث بررسي تطبيقي شاختارشناسي دو سبك جديد و قديم نوحه خواني در ايران را به شرح زير دسته بندي نمود: از نظر شعر و محتوي، لحن و شيوه بيان، موسيقي و ريتم، تلفيق شعر و موسيقي، جايگاه مداحان در قديم و عصر حاضر و همراهي و تإثيرپذيري مخاطبان و بحث تربيت شنوايي.
وي درباره شعر و محتوي توضيح داد: شعر و ترانه در سبكهاي قديم نوحهخواني ، معمولاً در قالبهاي مشخص مثل غزل ، رباعي ، مثنوي و غيره ساخته و اجرا مي شد. در نوحه خواني قديم ، عملاً از قالبهاي «تصنيف» در فرم موسيقي ايراني استفاده شده و همه ساختارهاي موجود در تصنيف با همان ظرافتها و تنوع بندهاي شعري و الگوهاي موسيقي در آن وجود دارد. وجود بندها و گوشواره ها هم به همين دليل است. محتوي را غالباً از كتب مقاتل و يا روضه الشهدا مي گرفتند و تقريباً 80% به مفاهيم خاص اشاره شده است. اما در سبك جديد ، معمولاً از قالب "ترانه" استفاده مي شود. كاركردهاي ترانه با كاركردهاي غزل و رباعي در مواجهه با موسيقي ، بسيار با هم متفاوت است. وقتي با قالب ترانه مواجه هستيم هر نوع موسيقي را نمي توانيم بر روي آن پياده كنيم و بالعكس.
اين پژوهشگر همچنين درباره لحن و شيوه بيان گفت: لحن شيوه هاي قديمي، روايتي است، يعني معمولاً يا با يك صحنه غم انگيز و يا با روايتي از يك حماسه در واقعه عاشورا مواجه هستيم. از اين مقوله در ارتباط با رديفهاي آوازي ايراني ، با ريتم سنگين استفاده مي شود. استفاده از قالب ترانه در نوحه خواني به سبك جديد ، موجب شده تا لحن نوحه خواني ، بسيار " محاوره اي " شود. مثلاً در توصيف حضرت عباس در لحن جديد ، خيلي راحت مي شود از ضمير«تو» و ساير الفاظ محاوه اي استفاده كرد ، در حالي كه در سبكهاي قديم استفاده از چنين الفاظي مجاز نبود.
رديفهاي آوازي ايران ، اين قابليت و ويژگي را في نفسه براي بيان روايات و حالات حماسي در خودش داشته است. مثلاً براي يك شعر در قالب حماسي خيلي راحت مي شود از گوشه "رجز" در دستگاه چهارگاه استفاده كرد.
در سبكهاي جديد بيشتر از قالبهاي گام مينور استفاده مي شود و با اين لحن ها كمتر مي توان وقايع حماسي را بيان نمود. به همين خاطر در نوحه خواني به سبك جديد اكثراً از مفاهيم حزين و گريه آور استفاده مي شود و صرف عزاداراي و غم انگيز بودن ، ملاك كار قرار مي گيرد. شايد امروزه يكي از دلايل شبيه بودن مولودي ها با مرثيه و نوحه همين مسأله باشد؛ در واقع محتوا چنين اجازه اي را به مداح نمي دهد. بحث فواصل در موسيقي ايراني باعث تنوع ملودي و ريتم هاي آن شده است اما در سبك جديد، فواصل در واقع همان فواصل مينور است. ساخت نوحه در سبك قديم عمدتأ يا بر مبناي موسيقي رديفي بوده يا موسيقي نواحي ايران، اما در ساخت نوحه هاي سبك جديد معمولاً از آهنگهاي پرطرفدار روز ، استفاده مي شود و اين تربيت شنوايي باعث شده تا اگر چيزي هم بسازند باز هم نزديك به همان ترانه ها و تصنيفهاي معروف باشد؛ البته اين امري ناخواسته است ، اما از آنجايي كه تربيت شنيداري ما به آن سمت و سو رفته ، هر چيز كه بسازيم خواه و ناخواه همان رنگ و بوي موسيقي غرب زده را دارد.
بررسي ريتم در نوحهخواني موضوع ديگري بود كه آزاد درباره آن اظهار كرد: در نوحه خواني به سبك قديم معمولاً مترونم سنگين است، تمپو بيش از يك حد و اندازه اي اجازهء بالا رفتن و سريع شدن نداشته است؛ اما در سبك جديد مترونوم و تمپوي قطعات ، همپاي موسيقي پاپ و جاز دارد جلو مي رود. ريتم در اين سبك ، آزاد است و مي تواند با هر اندازه اي پيش رود و خواننده هر جا كه خواست قطع كند يا ادامه دهد.
آزاد درباره جايگاه نوحهخوانان قدیم و جدید بيان كرد: اینها را می توان به 2 دسته تقسیم کرد: حرفهايها که شغل و منبع درآمدشان از اين راه بوده است و غيرحرفهايها که شغل ديگري داشته و اكثراً بازاري بودند و در ايام محرم اجرا مي كردند و چشم داشت مادي نداشتند.
وي افزود: غيرحرفهايها به دليل اعتقادات شديد مذهبي به آموخته هاي خودشان وفادار بودند و تغييري در اجراي نوحه ايجاد نمي كردند. اما حرفه اي چون شغلش بود و دائم مجبور بود خودش را روز آمد كند تا مخاطبين بيشتري را جذب كند و خودش را سر پا نگه دارد.
سپس احمدوند خواننده و رديفدان در اين نشست بيان كرد: براي خواندن اشعار ، دانستن رديف پاية كار يك مداح خواهد بود . هر ساختماني احتياج به فونداسيون دارد . وقتي شما وارد ساختماني مي شويد پاية آن بنا را نمي بينيد اما لازمة ساخت آن بنا است . پاية كار هر كس كه با صدا سرو كار دارد دانستن موسيقي و برای آواز خوانان و مداحان علاوه بر آن، فراگيري نحوة صدا دهي ورديفهاي آوازي مي باشد تا بتوانند اشعار را درست بخوانند .
وي ادامه داد: بسياري از خوانندگان قديم مثل جناب دماوندي ، نكيسا و تاج اصفهاني علاوه بر آوازخواني، اجراهاي مذهبي و آئيني نيز داشتند . كم كم اينها از هم فاصله گرفته و جدا شدند.
محمدجواد بشارتی پژوهشگر موسيقي نيز در اين نشست با بیان این که مداحان قدیم به استثنای تعداد اندکی که به کتب و منابع تاریخی معتبر دسترسی داشتند بیشتر با نظام اسطورهای و فرهنگ عامیانه سر و کار داشتند با ذکر چند مثال از جمله کشتی گرفتن حضرت علی(ع) با رستم و یا روبرو شدن امام حسین با شیر درنده و یا درویش کابلی در کربلا، مداحان جدید را هم از نظر شعر و محتوی به دو دسته تقسیم كرد: دسته ای که به منابع تاریخی دسترسی دارند و سعی می کنند وقایع عاشورا را با اشعار قوی امروزی بازسازی کنند و دستهای که دسترسی به منابع ندارند و در ادبیات محاوره ای هرچه به زبانشان بیاید جاری میکنند.
بشارتی افزود: در سبك جديد هم اشعار قوي داريم كه سرشار از ايهام ، استعاره و ايجاز هستند. مثلاً كنار دل و دست و دريا ابوالفضل / ترا ديده ام بارها يا ابوالفضل / تو لب تشنه پرپر شدي شبنم اشك / و من در تو محو تماشا ابوالفضل / دل از كودكي از فرات آب مي خورد / و تكليف شب آب ، بابا ، ابوالفضل.
در ادامه جلسه عباس آزاد گفت: آسيبشناسي از اينجا شروع مي شود كه مداح امروزي از اين اشعار قوي در كار خودش استفاده نميكند. نكته ديگر اينكه در گذشته به علت نبودن وسايل ارتباط جمعي و ارتباط سريع ، امكان استفاده از يك مداح در همه جا وجود نداشته و در همه جاي ايران ، مداحان محلي حضور داشتند و تعدادي از آنان كه سالخورده شده اند تحت عنوان پير غلامان هنوز وجود دارند. اما امروزه بحث «صنعت مداحي» را داريم كه بسيار چالش برانگيز شده و در اين مختصر نمي گنجد. مداحي بسيار تجاري شده يعني شيفتگي نسبت به مداحان معروف در ميان جوانان و محبوبيت يافتن آنها، جايگاه مداحي را متحول كرده است.
بشارتي نيز گفت: در دنياي مدرن يك اتفاق ميافتد: «اثر» تبديل به يك كالا ميشود براي مصرف كردن – و نوحه به عنوان يك پديدار مذهبي، كار كردش را از دست ميدهد و تبديل ميشود به يك كالايي براي مصرف؛ به همين خاطر در بسته شنيداري يك جوان ، سيديهاي نوحهخوانان معروف وجود دارد.
اين پژوهشگر ادامه داد: در سنت ، مؤلف و شخص وجود ندارد. در سنت راوي وجود دارد و راوي در مقابل ذات باري تعالي عددي نيست. در سنت اصل ثبات و تغييرناپذيري وجود دارد و تغيير زمان و مكان بي معناست. اصل ثبات كه به آن ذات مبدأ ميگويند موجب ميشود كه كسي خودش را به حساب نياورد. منيت وجود ندارد. اما در صد سال اخير ما با این پديده مدرنيسم مواجه شدهايم.
بشارتي افزود: مثلاً در موسيقي ايراني ، آقا حسينقلي خودش را راوي ميداند ، آنچه را كه مي نوازد آموخته است. به همين خاطر در سيستم سنتي ، روايت وجود داشت. در مداحي هم بحث روايتي وجود داشت و نسل به نسل منتقل مي شد و اندك تغييراتي مي كرد. اما در دنياي مدرنيته «من» را وارد حيطه تصحيح كرد ، زيرا اصل و بنا بر تغيير بود. و چون با ايجاد تغيير من به عنوان مثلاً آهنگساز يا مؤلف به وجود ميآمد ، اين من، وارد مداحي هم شد. در واقع ، «نا من» در سنت تبديل شد به «من» تا كالايي توليد شود كه به فروش برسد.
وي در ادامه بيان كرد: در اين حالت ، شخصیت مداح تبديل مي شود به يك شخصيت پاپيولار و قابل مقايسه با سه دسته فوتباليست – هنر پيشه سينما و خواننده پاپ و به همين خاطر در اتاق يك جوان مثلاً عكس يك مداح را در كنار عكس علي دايي مي بينيم. خواسته يا ناخواسته خودشان هم به دنبال اين نوع «كاراكتر» هستند و با مصاحبه ها و موضع گيري هاي سياسي و غيره تبديل به يك شخصيت ملي ميشوند كه به دنبال وجهي از عامهپسندي است. به همين خاطر مداح امروز اگر قبلاً «گوش نامحرم نبود جاي پيغام سروش » دوست دارد مخاطبين بيشتري را جذب كند. در نظام سنتي و مدرن مداحي، فقط يك استثناء وجود دارد و آن نوحهخواني در بوشهر است. در بوشهر هر تكيه ، يك نوحهخوان بيشتر ندارد.
متين رضوانيپور نيز در ادامه به معرفی و پخش چند نمونه از نوحههای شوشتر پرداخت.
وي سپس بيان كرد: حدود يك ماه در سال گذشته، در شهر شوشتر ، توقف داشته و نوحههاي زيادي را از راويان مختلف آنجا ضبط كردهام. قرار است كتابي در اين زمينه منتشر كند كه 121 نوحه از نوحههاي گزینش شده شوشتر در آن گنجانده شده است.
نشست ساختارشناسي سبكهاي قديم و جديد نوحهخواني در ايران توسط موسسه فرهنگي آواي مهرباني و با همکاری بنیاد فرهنگی رودکی، انجمن موسیقی ايران و دفتر موسیقی جمعه هفته گذشته در تالار رودكي برگزار شد.