به گزارش پايگاه اطلاعرساني موسيقي ايران، آلبوم «صبح اميد» به تازگي توسط موسسه آواخورشيد به بازار موسيقي آمده است. اين اثر كاري مشترك از مجيد درخشاني از آهنگسازان و نوازندگان مطرح موسيقي ايران و حسام اينانلو كمانچهنواز جوان است. سيدعليرضا ميرعلينقي از منتقدان موسيقي ايران درباره اين آلبوم چنين نوشته است:
با از بین رفتن تدریجی مرزهای بین سبک ها، حوزههای مختلف موسیقیایی و با بهره گیری بی مرز از امکانات متعددی چون تکنیکهای تازه در نوازندگی، در نواسازی و در ضبط اثر (مرحلهای بسیار مهم)، تجربههایی به فراوانی، عرضه میشوند که از بین انبوه آنها، میتوان روی قطعاتی متمرکز شد که ارزش بیش از یک و دوبار شنیدن را دارند. بهکارگیری اندیشه سنجیده و انعکاس دادن آن در اثر را که عرضه میشود، شرط سرنوشتساز جذابیت و ماندگاری نسبی آنهاست. کار مشترک بین حسام اینانلو و مجید درخشانی، دو موسیقیدان با اختلاف سنی سی سال، چنین احساسی را میتواند در بسیاری افراد علاقهمند، بیدار کند و آنها را برانگیزاند که این آلبوم را چندباره بشنوند.
مجموعه قطعات حاضر، تجربه ای بر آمده از برآیند دو محرک است: آزادی از قید و بند های کلاسیک و سنجیدگی در انتخاب امکانات گوناگون این آزادی. کل این آلبوم خوشبختانه یکدست نیست و تنوع حسی قابلتوجهی را ارائه میکند. سهم اجرای آزاد (یا مصطلح به «بداهه») و سهم اجرای روی قطعات ازپیشنوشته شده، نسبتی متعادل دارند. در اجراهای آزاد، صرفا به اتفاق و پسندهای آنی نوازنده، بسنده نشده و در اجراهای قطعات شناخته شده، به بازسازیهای ساده (که در واقع، رونویسی غیرخلاق از قطعات قدیمی است)، اکتفا نشده است. به عنوان مثال، اثر معروف ساخته رضا محجوبی در لحن وبیان، روایت شخصی را القا میکند و لزوما وفادار به سبک نواپردازی عصر رضا محجوبی یا تلاش برای بازسازی لحن نواسازی/نواپردازی او نیست. قطعهای دیگر برگرفته از یک مغز مشهور با نوازندگی استاد نورمحمد درپور است ولی اجرای عین به عین او نیست و نباید هم باشد. در برخی از لحظات که کمانچهنوازی حسام اینانلو، تواناییهای جوان و پرشور خود را نشان میدهد، به فضایی از فواصل بین همایون و شور دست یافته که در نوع خود بدیع است، به گفته آهنگساز این قطعات، به شکلی «دایرهوار» در نظر گرفته و ساخته شدهاند.
آلبوم حاضر اثری است بیشتر سازی و کمتر آوازی. اجرای صحنهای و اجرای استودیویی به تناوب در تراکهای آن، حس میشود و همین باعث تنوع آن است. محدودیت این آلبوم بر اساس کمانچه است. سازی مهم در فرهنگ موسیقی دستگاهی و تنها ساز کششی در این فرهنگ که نسبت به تار و سه تار، ادبیات مختصرتر، نوازندگان کمتر و موقعیتی مهجورتر دارد.اگر این که در بیست سال گذشته، رویکردهای نوین به آن، تا حد قابل ملاحظهای افزایش یافته است. نقش مهم حسام اینانلو به عنوان کمانچهنوازی جوان و توانا را باید در دو زمینه در نظر گرفت: تکنوازی و همنوازی. تاثیر موسیقی خراسانی و هنر کمانچهنوازی استاد محمدولی رحیمی در نوازندگی او برای اهل فن، محسوس است و اصلا این آلبوم، سفری سیال است بین موسیقی خراسانی و موسیقی تهرانی. لحن و صدادهی کمانچهنوازی او بین فضای موسیقی شهری و فضای موسیقی محلی است. نوازندگی او گاه تداعیهای تصویری نیز میتواند داشته باشد.اگر اینکه نمیتوان بر آن تاکید داشت و نهایتا میتوان، این خصلت را برگرفته از تمرکز عمیق نوازنده بر تصاویر و استعارههای شعر استاد شفیعیکدکنی دانست. او گاه از کمانچه آلتو استفاده کرده است و از آن در نقش مکمل یا همخوان با جملات اجرا شده توسط کمانچه خواننده، بهره گرفته است. استفاده از میکس نیز در این آلبوم فقط در همین حد بوده که کمانچه اصلی (خواننده) و کمانچه آلتو (همزمان) را یک نفر بنوازد.مسلما برای این کار دشوار تک نوازی، آنهم برای نوازنده ای جوان – استخراج صدایی خشک و بی رنگ مورد نظر نبوده، بلکه از اکو نیز به حد اندکی استفاده شده، تا جایی که رنگ و جلای لازم را به آن بدهد. رنگ و جلایی که اصلا اغراق شده و تزیینی نیست.
بخشهای جالب توجه این آلبوم برای نوازندگان، همنوازی بین تار و کمانچه است. چنین همنوازیهایی در حافظه موسیقی معاصر، انبوه نیستند و هنوز اجراهای بین تار و ویلن (البته با فرهنگی بسیار متفاوت با موسیقی مندرج در این آلبوم)، حجم بسیار بیشتری را دارند.
دو نوازی تار و کمانچه بر اساس ردیف استوار شده و دارای شخصیت «ردیفی» است ولی اجرای عین به عین ردیف نیست و نبایستی هم میبود. مجید درخشانی، موسیقیدانی با سالها تجربه و دارای سابقه طولانی شاگردی نزد استاد محمدرضا لطفی، تارنوازی، تاثیرپذیری از نوازندگی قدما (و به زعم نگارنده: تکنوازی آقای استاد مرتضی نیداوود) را نشان میدهد و به صداگیریای شفاف و پرطنین از تار، همراه با مضرابهای پرکار قادر است. گاه کمانچه آلتو در همنوازی با او، تنها نقشی جلوهساز (افکتیو) دارد.
در قطعه لالایی دوم، یک برش از مایه شور با فضایی از فواصل غیر شهری را میشنویم که بر اساس تم معروف لالایی بنا شده و گاه حالتی مالیخولیایی را ارائه میکند. برشی که نغمههایی (اعم از سازی و آوازی) را در زمینهای موزون و دلنشین ارائه میدهد. مجید درخشانی گاه از تار جره (قالب کوچک و صدای کمتر) استفاده کرده که گویا به عنوان بدل از دو تار خراسانی در چنین اجرایی، در نظر گرفته شده است. سهنوازی اینانلو، درخشانی و... کیفیتی خاص از اجرای زنده را دارد، چرا که سه نفری در کنار هم نواختهاند. گفتوگوی سازها، حس طبیعیتری را نسبت به اجراهای میکس شده نشان میدهد. گفتنی اینکه تمام آوازها به صورت اجرای آزاد و با استقبال از اتفاقات درونی نوازندگان در لحظه، به طور خلقالساعه نواخته شدهاند. در حالی که قطعان موزون، حاصل تمرینهای بیرون از استودیو بودهاند.
دستاورد پر شور و پرتوان کمانچهنواز جوان را میتوان به عنوان اولین قدم مطمئن در مسیر دشوار آینده او شنیده و آن را از خاطر نبرد. برداشتن این قدم، گذشته از استعداد و توانایی، نیاز به شرایطی داشته که بدون آنها، در وضعیت زندگی امروز هیچ صدایی قابل انتشار نیست. باید به جای واژه «شرایط» واژههای حمایت و پشتیبانی را گذاشت و تقدیر کرد. مجید درخشانی، موسیقیدان توانا و کارکشتهای که در این زمانه، بر جای اصرار بر افزونخواهی در مادیات و عناوین – بلای جان موسیقی در دهه های اخیر – هنرمندانه و پدرانه، سرمایه مادی و معنوی خود را نیز برای انتشار این آلبوم گذاشته و قدردانی از او، کار یک یا چند کلام ساده نیست.
«صبح اميد» را موسسه فرهنگيهنري آواخورشيد به تازگي در بازار موسيقي عرضه كرده است.