پايگاه اطلاعرساني موسيقي ايران: بعد از انتشار مطلب «چپاول ميراث فرهنگ و هنر ايران با نام حمايت از آن» در تاريخ ششم تيرماه جاري، منتظر واكنشهاي مختلف صنفهاي مختلف نشستيم. پس از بيست روز، آقايي تماس گرفت و با صدايي نيمهلرزان خود را صاحب آرشيوي دانست كه در گزارش آمده بود. گزارش درباره يك ليست بلندبالاي آرشيو موسيقي از هنرمندان موسيقي ايراني بود كه در قالب چندين سيدي و با قيمت قابل توجه به فروش گذاشته ميشد. به جرات ميتوان گفت كه هيچ هنرمند قابل توجهي كه طي پنجاه سال پيش ظهور كرده است، از ليست اين آرشيو جا نيفتاده بود. برگه تبليغ اين آرشيو به صورت نسبتا گسترده در كنسرتهاي دو سه ماه قبل پخش ميشد و بيم آن ميرفت كه حسابي كار اين صاحب آرشيو بگيرد و سكهاي از بازار هنر و هنرمندان خريدار نداشته باشد.
اين دوست جوان ما در تماس ديروز خود گفت كه «يك در دو ميليارد» احتمال نميداده كه اين كار غيرقانوني باشد. او همه اين آثار را به صورت اورژينال تهيه كرده و از آنجا كه در سر راه محل كار به خانه ديده بود كه كپيفروشها همه نوع آثار موسيقي را در ملاء عام ميفروشند تصميم گرفته بود كه خدمتي به جامعه هنردوست و علاقهمند به موسيقي بكند تا مگر روزي از او به خاطر خدمات ارزندهاش به صورت رسمي قدرداني شود. او تا اين حد از درستي كارش اطمينان داشت كه تلفن ثابت و همراهاش را در برگههاي تبليغاتي آرشيوش درج كرده بود.
اما نكتهاي كه بسيار جاي تامل دارد و شايد بتوان كمي به اين دوست جوان حق داد، اين بود كه بسياري از كساني كه در لباس هنردوست و گاهي هنرمند به اين دوست مراجعه ميكردند، او را بسيار مورد تشويق و ادامه پرقدرت راهاش قرار ميدادند. جاي تاسف اينجا است كه هيچ از اين دوستان و دوستداران هنر اين آرشيودار را از عمل ناصواباش تحذير نميكرد و نكرد؛ تا اينكه گزارش پايگاه اطلاعرساني موسيقي ايران منتشر شد.
خوشبختانه اين دوست عزيز، به خاطر مشغله كاري، وقت نكرده بود به غير از دو نفر، سفارشهاي ديگر اجابت كند و به محض متوجه شدن كار اشتباهاش در سايتي كه به اين امر اختصاص داده بود اينچنين نوشت: « وبسايت هفت نوا اقدام به تبليغ در مورد محصولی به نام «آرشيو موسيقی هفت ...» کرده بود که با توجه به تذکر دوستان مبنی بر نقض حقوق هنرمندان و قانون کپیرايت قبل از ارائه جلوی آن گرفته شد. بدين وسيله از تمامی کسانی که اين امر باعث رنجش و ناراحتی آنان شده است به صورت رسمی عذرخواهی میشود و اعلام میدارد از اين پس فقط محصولاتی منطبق با قانون کپی رايت در اين وبسايت عرضه خواهد شد.» صاحب اين آرشيو همچنين بلافاصله با آن دو نفر نيز تماس گرفته بود و خواسته بود كه آرشيو را پس بفرستند.
در اين ميان، اين موضوع قابل توجه است كه بسياري از شهروندان ايراني از قوانين و حقوق عالم فرهنگ و هنر خبر ندارند. آيا رسانههاي ما در اين زمينه وظيفه اطلاعرساني خود را درست انجام دادهاند؟ اصلا فرهنگسازي كار كيست؟ آيا به عهده يك ارگان يا سازمان خاص است يا مجموعهاي از سازمانهاي مرتبط؟ اين كلمه «مرتبط»، در اينجا اهميت زيادي براي ما دارد. «ما»؛ رسانهها، وسايل ارتباط جمعي هستيم. بنابراين بايد نگاهي به عملكردمان در زمينه ارتباط و اطلاعرساني بكنيم و ببينيم آيا اينجا كه ايستادهايم، جاي درستي است يا نه.